
xa0 حرف ها دارد دلم ای محرم اسرار منمن کجا جویم تو را ای نازنین دلدار من دل پرازغم می شود هردم که ازتو دورشدمن به تو دل بسته ام ای نقطه ی پرگار من خالی از هرعشقی ام پرگشته ام از نام توبا تو قیمت یافتم ای صاحب اذکار من من که محوروی تو مستم زاین حال خرابجرعه ای برمن بنوش ای ساقی اشجار من *چشمان سیاه* ...
ادامه مطلب
xa0 xa0 من آن توام مرا به من باز مده ... xa0 *مولانا* xa0...
ادامه مطلب
xa0 xa0 گفته بودی که:«چرا محو تماشای منی؟ آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی!» مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی xa0 فريدون مشيري xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 xa0 برای آمدن تو خیال ها بافته ام. عجب کلاف سردرگمی ست خیال من! xa0 چشمان سیاه xa0 xa0...
ادامه مطلب