چرا...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:18
چرا رفتی، چرا؟- من بی قرارم،به سر، سودای آغوش تو دارم.-نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟نگفتم با لبان بسته ی خویشبه تو راز درون خسته ی خویش؟ اگر جانت ز جانم آگهی داشتچرا بی تابیم را سهل انگاشت؟ خیالت گرچه عمری یار من بود،امیدت گرچه در پندار من بود،بیا امشب شرابی دیگرم ده!ز می
قاب دل
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
گفتم به روی ماهت کردم نظر جانا گفتا مگربه عشقم واقف شدی آیا گفتم دلم به سویت هرلحظه پرکشان است گفتا عجب نشستی بر قاب این دل ما چشمان سیاه موضوعات مرتبط: دلنوشته ها
عشق
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
الهی چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را شادالهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار توالهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویمالهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندا
بي قرار
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
الهی چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را شادالهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار توالهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویمالهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندا
عطش
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
آمدم روی سخن با تو بگویم جانا دل دیوانه ی من رفت ازاین واویلا مانده ام در تب گیسوی تو از روز نخست اشک وآه من ازاین واقعه پر زد به سما چون که مجنون دل نازک این لیلایم میزنم قرعه به نامش که دهم جان به فدا همه ی عمر به یک ناز نگاهت بخشم بوسه برخاک زنم از عطش این رویا چشمان سیاه موضوعات مرتبط: دلنوشته ه...
نفس
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
الهی چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را شادالهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار توالهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویمالهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندا
حرف از دلتنگی نزن
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
در کنار هم نفس خود بودن دیده را بر گل رخسار نگار ساییدن چون که اینگونه تو هستی خبر از دلتنگی نیست دل تو عاشق گیسوی نگار است چشم باز کن همه ی زندگیت پر شده از اوست کنارت هست ببین نفس می کشد و لب به سخن باز ندارد . . . چشمان سیاه موضوعات مرتبط: دلنوشته ها
دنیا را بهم می ریزد
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
دنیا را بهم می ریزد یک نگاه تو پس کمی آرام تر پلک بزن چشمان سیاه موضوعات مرتبط: دلنوشته ها یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ | | چشمان سیاه |
بی اشک
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
الهی چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را شادالهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار توالهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویمالهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندا
رسوای امروز توام
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
دائم نگاهم میکنی با غصه شادم میکنی من عاشقانه می روم در ناله یادم میکنی رسوای امروز توام با عشق خاکم میکنی چشمان سیاه موضوعات مرتبط: دلنوشته ها
بیا
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 5:02
الهی چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را شادالهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار توالهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویمالهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندا
رد پا
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 16:26
گر گرفته ای چرا؟ ای خاکستر خاموش رد پایی به جا بگذار .... چشمان سیاه
سفر
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 16:26
سفر بهانه ی دیدار و آشنایی ماست از این به بعد سفر مقصد نهایی ماستدر ابروان من و گیسوان تو گرهی ست گمان مبر که زمان گره گشایی ماستخراب تر ز من و بهتر از تو بسیار است همین بهانه ی آغاز بی وفایی ماستزمانه غیر زبان قفس نمی داند بمان که « پر نزدن » حیله ی رهایی ماستبه روز وصل چه دل بسته ای ؟ که مثل دو خط...
هوای گریه
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 16:26
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با منگر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟ نه بستهام به کس دل، نه بسته کس به من دلچو تختهپاره بر موج، رها، رها، رها مننه چشم دل به سویی، نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟ " سیمین بهبهانی "
چرا محو تماشاي مني!
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:10
گفته بودی که:«چرا محو تماشای منی؟ آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی!» مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی فريدون مشيري
خیال
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 2:35
برای آمدن تو خیال ها بافته ام. عجب کلاف سردرگمی ست خیال من! چشمان سیاه
لبخند
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 19:16
عشق را در چشمانی یافتم که دریایی از غم در آن موج می زد ولی ساحل آرام زیر مژگانش داشت... چشمان سیاه
عاشقي
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 17:01
پرسید یکی که عاشقی چیست؟گفتم که چو ما شوی بدانی... مولانا
نگاه تو
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:50
از نگاه تو می نوشم جرعه جرعه احساس ناب چشمان سیاه
قند پهلو
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:50
مثل قند می مانی برای طعم تلخ زندگی من... چشمان سیاه